سلام اي غم لحظه هاي جدايي

خرید بک لینک
هزار جهد بکردم که سر عشق بپوشمنبود بر سر آتش میسرم که نجوشمبه هوش بودم از اول که دل به کس نسپارمشمایل تو بدیدم نه صبر ماند و نه هوشمحکایتی ز دهانت به گوش جان من آمددگر نصیحت مردم سلام اي غم لحظه هاي جدايي...

ما را در سایت سلام اي غم لحظه هاي جدايي دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 33 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 13:27

گفت: «مرا یادت هست؟»
دویدم و در راه فکر کردم،
که من چه یادی دارم،
چرا یادم به وسعتِ
همهیِ تاریخ است؟
و چرا آدم ها
در یادِ من زندگی می کنند،
و من در یادِ هیچکس نیستم؟!

#عباس معروفی

سلام اي غم لحظه هاي جدايي...

ما را در سایت سلام اي غم لحظه هاي جدايي دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 17 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 13:27

هنوز ناتوانی در نوشتن را میشود نوشتتاریکیای را که در ما به همه چیز نگاه میکندو هیچگاه و هیچجا جُفت نمیشود.تو فکر میکنی ما میتوانیم بقیهی خوابهایمان را پیدا کنیم؟کتابهایی را که تمام میشوند سلام اي غم لحظه هاي جدايي...

ما را در سایت سلام اي غم لحظه هاي جدايي دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 19 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 13:27

سفر، هميشه حکايتِ آمدنِ تو بود.ما با هم بوديم، اين راز را مادرم میدانست، و جادهای بلند از بادهایِ رو به شمال، که از نرمایِ ماه و نازکایِ آوازِ ما میگذشت.و من آنقدر دوستت میداشتم که حسادت شبيه شي سلام اي غم لحظه هاي جدايي...

ما را در سایت سلام اي غم لحظه هاي جدايي دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 22 تاريخ: سه شنبه 29 آبان 1397 ساعت: 13:27

صفحه بندی